خوابم میاد.با چشای نیمه باز دو تا لنگه جواب اولی که میاد دستم رو میپوشم.وقتی میبینم چه رنگین بیخیال عوض کردنشون میشم.من که پاهام تو کفشمه کسی قرار نیس ببینه!
معلم عربی دوساعت بعد:اینجا خیلی دوستانه نشستین بریم نمازخونه امتحان بدین
:|
+امید صدام زده میگه شنیدم درس نمیخونی
یجوری نگاش میکنم که دروغه!
لیست نمره ها رو میاره میگه عربی..نه! زیستت..اینم که نه..ریاضی و فیزیک،نمره های ریاضیو فیزیکت میانگین کلاسیو داره میاره پایین!
به درجه ای از اعصاب خوردی و ناراحتی رسیدم که به جای غصه خوردن و استرس که ای وای برم بخونم خودمو جم کنم کلا گذاشتم کنار..فردا همون زیستو عربیو بقیه هم بهونه میشن دستش..
++خیلی بیشعورن
دوسشون ندارم هیچ،خیلیم بدم میاد ازشون
به غلط کردم افتادم بابت اون پستای بیشعورانه که من خوشالم از ایلام رفتیمو الان اینجاییم
داغ بودم یه چیزی گفتم..
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل میرزاپور
تاريخ: پنجشنبه
27 آبان
1395 ساعت: 3:24